عاشقانه بی پایان ما

عاشقانه بی پایان ما

از لحظه های هی و شی
عاشقانه بی پایان ما

عاشقانه بی پایان ما

از لحظه های هی و شی

قول

دوتایی خونه موندیم...وقتی مچاله میشم...حالم خوب نیست و خیلی بیحالم و بدنم درد داره و همش زیر سر دیشب و مهمونیه...وقتی باهم دردودل میکنیم و حرف میزنیم...وقتی هیچکی خونشون نیست و میشه اشپزکوچولو...وقتی هی بهم میگه:"ببین میشناسمت دیگه...دیشب گرمت شده رفتی جلوی پنجره که حالا سرما خوردی"وقتی هر بار کلی قربون صدقه م میره...و من میدونم من تنها کسیم که بهم میگه دوست دارم،قربونت برم،نفسم...عمرم...عزیزم...و همین مثل بهترین دارو و مسکن ارومم میکنه!فکر به اینکه من تنها دختر دوس داشتنی زندگیشم و این چیزایی که میگه مال خودمه برام بهترین مُسکنِه!فقط و فقط مالِ خودم♥

وقتی شام درست میکنه و منم اذیت میکنم...قراره وقتایی که شام میپزه بشینم رو کابینت..واسش شعر بخونم...واسش حرف بزنم...غذاهارو تست کنم تا انرژی بگیره و شام بپزه:)
بعد رسیدیم به اون ایمیلایی که اومده بود!!!و نمیدونیم قضیه چیه؟هم هی گفت نمیدونه و منم که نمیدونستم!درمورد اونا انقدی حرف زدیم که رسیدیم به قولا!همون قولایی که تو دلم بود و قرار بود وقتی با مردی همخونه شدم ازش بگیرم....قول گرفتم


اینجا مینویسم تا ثبت بشه...من از مردایی که همه فکر و ذکرشون هوس و شهوت باشه بدم میاد...!از مردایی که انقدر ضعیف النفسن که ساعتها ویدیو ها و فیلمای بیخودی میبینن و کانال ماهوارشون روی همون فیلماست تا بتونن حتی مجاااازی با تن و بدن یه زن دیگه خودشون رو خالی کنن!!!چه برسه به اینکه واقعا رابطه جنسی  و فیزیکی داشته باشن!با ادمای مجرد کاری ندارم اما مرد یا زنی که یکی رو دوس داره چطور میتونه با کسی غیر از اون هم باشه؟چطوری میتونه با نگاه کردن به بدن یه زن دیگه ....!چطوری میتونه با یکی دیگه همخواب شه؟!چندش اوره...دیدن سایت ها و عکسهای سکسی و انچنانی...هیکلای انچنانی دیدنش خیلی کاره چیپیه!!!خیلی چیپ!و همه میدونیم و نمیتونیم سر خودمون رو شیره بمالیم که هدفمون از دیدن هیکل فلانی چیز خاصی نیست!!!و اینکه واقعیتی هست که وقتی مثلا هیکل یه زن زیبا مثل انجلینا جولی رو با اون همه عمل میبینیم یا هیکل یه مرد مثل چنینگ تتوم رو با اون همه ورزش میبینیم همه دیگه بدپسند میشیم و با عشق خودمون که یه ادم عادیه راضی نمیشیم!!!اگر انجلینا جولی اون شکلیه بخاطر اینه که از این هیکل پول درمیاره...ولی اگر قرار باشه همه ادمای عادی این شکلی شن و عمل کنن...اونجاس که واسه راضی کردن خودشون و طرفشون بوده و اینجا به نقش سو چیزای پشت پرده میشه پی برد!

اره...هر روز تو فیلمای هالیوودی و فیلمای روز دنیا خیلی از این چیزا هست...مخالفشون نیستم چون هدف دیدن موضوع فیلم هست...اما مردی که اونجور فیلما و عکسا رو دنبال میکنه چی؟به نظر من مریض جنسیه!چون با وجود ه عشق نتونسته خودش رو راضی کنه...البته شاید طرفشم براش کم گذاشته اما حتی اگه کم هم بذاره به نظرم ادمی که کسی رو دوس داره هیچ میلی به هیچی نداره جز اوووونی که میخاد.

جالبه...تو یه پست تو شهریور هم یه همچین چیزایی رو نوشتم و خداروشکر که الان در این مورد با هی هم عقیده هستم و فکرامون یکیه!!!

من تحمل که نه ظرفیت این رو ندارم که ببینم تنها کسی که تو زندگیم جونمو رو براش میدم با لذت بشینه و همچین فیلمایی نگاه کنه و عکسای اینطوری رو نگاه کنه و منم انقدر روشن فکر باشم که بگم..."ای بابا اینا مجازیه!من و عشقم اینور دنیاییم و اون زن یا مرد اونور دنیا!!!" اره مجازی هست اما چه دنیای مجازی و چه دنیای واقعی برای من هیچ کدوم قابل قبول نیست و برای حرفام استدلال دارم...برای من که دخترم ، همونقدری که وقتی هی به یه دختر طولانی نگاه کنه یا حتی جور خاصی حرف بزنه باهاش دیوونه میشم با اینکه رابطه فیزیکی نبوده ، اما ذهن هی رو مشغول کرده،هی هم همینطوره!هی هم اگر ببینه من یه مرد دیگه روبا لذت میبینم...جور خاصی باهاش حرف میزنم دیوونه میشه!اذیت میشه با اینکه من بهش جسما خیانت نکردم...

در جریان باشید که دیدن عکس و فیلم هم خیانت محسووووب میشه!خیانت فقط اونی نیست که همه میدونیم،یه لحظه س...یه فکره و یه نگاهه.   
زیاد سخت نیست...یعنی نمیخاد جلوی خودت رو بگیری...اگه واقعا عاشق باشی هیچ  چیز و هیچ کس به چشمت نمیاد...!با دیدن رنگ ناخنای یکی دیگه و هیکل فلانش انقدر عادی میگذری چون چیزی به چشمت نمیاد...یا دیدن شونه و بازوهای مردونه مردی بغیر اونی که مال خودت باشه نمیگی:"کاشکی فلانی هم مثل این مرد بود..."چون اونی که واسه خودت بهترینه!با همون شکل،با همون لبا و با همون چشما...با همون قدو قواره و هیکل...باهمون خانواده...باهمون میزان تحصیلات...

قبول دارید؟

عشق و دوس داشتن فقط رابطه جسمی و جنسی نیست...یه بعد قویه ذهنیه...به همین دلیله که اگر عشق باشه دونفر از راه دور هم همدیگرو حس میکنن و میتونن همدیگرو خوشحال کنن!حالا اگه من به ظاهر عاشق هی باشم و فقط به هی بگم عاشقتم اما مجازی و دور از دید هی به مردای دیگه فک کنم...وقتی هی رو بغل میکنم الکی تصور کنم که هی چقدر مثل اونی که دوس دارم تپله...هی مثل اونی که دوس دارم چشاش سبزه...هی مثل فلان بازیگر شونش چقدر پهنه....با اینکه هی شاید نفهه اما من به هی خیانت کردم!!!

خیانت فقط این نیست که من با مرد دیگه رابطه جسمی و فیزیکی داشته باشم...خیانت یعنی حتی با فکر کردن به مرد...به قیافش...به جسمش...به خندش!

در این باب باید بگم که افراط خوب نیست!مثلا من و هی و هزاران ادم دیگه از فلان بازیگر و خواننده خوشمون میاد و این عادیه...این عادیه.از جایی غیر عادی میشه که دنبال یه سری چیزای خاص تو اون خواننده و هنرپیشه باشیم که افراطی بشه...اما بازم یه نکته جالب...و یه تجربه از یه نمونه افراطی...

یکی از دوستای من که مردی بود تو دوران مجردی از هانیه توسلی خوشش میومد،وقتی با خانومی اشنا شد اون خانوم هیچ شباهتی به هانیه توسلی نداشت...و این اقا به خانوم تصادفی گفته بود که از هانیه توسلی خوشش میاد...و این خانوم از شدت علاقش به اقا ازش جدا شد!!!چرا؟

چون میگفت من شبیه به هانیه توسلی نیستم...من یه دختر لاغر و به قول خودش"فِلتم" و بور!و هیچ شباهتی به هانیه ندارم پس از امیر جدا میشم تا دنبال دختری باشه شبیه به اون...چون دوس ندارم که امیر رو بذارم تو منگنه که با من باشه...شاید روش نمیشه بگه ازم خوشش نمیاد...شاید انقدر با وجدانه که میگه حالا که این دختر رو وابسته کردم باید بمونم...میگفت امیر تو هرجا که سلیقش رو میبینم دخترایی رو دوس داره که تپلن...چشم ابرو مشکین...موهاشون لخت و پرپشته...بدنشون انقدری برجستگی داره که من هیچکدومش رو ندارم....من یه دختر لاغر و بورم....موهام فرفریه...چشمام ابیه!من هیچ شباهتی به چیزایی که امیر دوس داره ندارم!خودم میرم!

اینا جدا شدن و بعدا که پای حرفای امیر بودیم امیر خیلی داغون بود!امیر حرفاش جالب بود و بیشتر حرفاش بوی عشقی رو میداد که زیاد بروز نداده...که من خیلی باهاش موافقم!

امیر میگفت من عاشق نگار بودم!نگار با هر شکلی...یه پسر اونقدر تیز هست که تو نگاه اول خیلی چیزا رو میفهه و با خواسته قلبی تو رابطه میمونه...ادم عاقل خودشو فدا نمیکنه و بخاطر رودربایستی تو رابطه نمیمونه چون اینجوری انگار به خودش بد کرده و هم به اون طرف!من هانیه توسلی رو دوس داشتم اما بعنوان بازیگر و نه بیشتر...اما حالا که فک میکنم میبینم اشتباه کردم...من نگار رو با موهای فرفریش و چشمای ابیش میپرستیدم...هیکل ظریف و دخترونش رو که مثل عروسکا بود...اما سوتفاهم اینجا بود که نگار میدید من چطور اخبار مربوط به هانیه رو دنبال میکنم...تو فیس بوک و توییتر و سایتای خبری...تو یوتیوب دنبال ویدیوهاش بودم...تو اینستاگرام تمام چیزایی که مربوط بهش بود رو...و این نگار رو حساس کرد تا جایی که خودش رو با هانیه مقایسه کرد...یه جاهایی حق رو میدم به نگار...چون وقتی از فلان بازیگر مرد تعریف میکرد ناخوداگاه شاخکام تیز میشد تا ببینم کیه و چه شکلیه و اصلا من شبیهش هستم؟!

خلاصه اینارو تعریف کردم که بگم این حس تو بعضی ادم ها هست...شاید تو همه باشه...

از اینا بگذرم...قولایی که هی به من داد...:)

من از هی قول گرفتم در هر شرایطی با من صادق باش و اگر خدایی نکرده روزی ازم خسته شدی مرد و مردونه بیا و بگو ازت خسته شدم...بعد برو....بیا صادق باش و بگو امروز که فلان زن رو دیدم حس کردم دلم میخاد باهاش باشم!!!بیا و راست و صادق بگو بهم...بهم بگو برو.

قول دوم مهریه مخفی بود...مهریه عندالمطالبه 1000 بوسه:)

من وقتی نارحت باشم باید بهم مهرم رو بدی...اینجوری وقتی ناراحتیم و از رو نارحتی میگم مهریه م رو بده تو که بوسم میکنی دوباره همه چیز خوب میشه...این بوس از اونایی که اگر 1000 تا رو پشت هم انجام ندی دوباره باطل میشه و میره از اول!پس اینجوری هیچ وقت تموم نمیشه چون سر بوسه دهم من و تو اشتی کردیم و من تو بغلت مچاله شدم!


هی عزیزم....دوستت دارم تا زمانیکه زنده ام!اینو مطمئنم...تا حالا تو زندگیم از هیچی به اندازه این دوس داشتن مطمئن نبودم♥

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.