عاشقانه بی پایان ما

عاشقانه بی پایان ما

از لحظه های هی و شی
عاشقانه بی پایان ما

عاشقانه بی پایان ما

از لحظه های هی و شی

واسه من هی هست

هی میگه:"شاید پررو باشم،کله شق باشم...شر باشم...اما واسه تو هی ام."

اولین

دیشب رو تا آخر عمر فراموش نمیکنم...

یکسال گذشت...یکسال مثل برق و باد که همش رو دوس داشتم!یکسال از اون شبی که با این گروه رفتیم بیرون دسته جمعی!

از شرکت اومدی دنبالم...دعا واسه اینکه ماشین اتفاقی واسش نیفته...وقتی خاستیم بریم سینما و فیلم خوب نبود...وقتی رفتیم هات چاکلت و کیک خوردیم و حرف زدیم از کار و بازار...وقتی گفتی بابام رو میتونم بهش تکیه کنم و موفقه چون سربازی رفته...چون سختی کشیده...وقتی تصمیم گرفتیم بریم خیابون ولیعصر اما بخاطر ترافیک رفتیم پارک اب و اتش...رفتیم بالا...پایین اون خونه قلعه ایه که از سرما بغلم کردی...یخ زدنمون...ماشین...وقتی برای اولین بار لپت رو گاز گرفتم...محکم...دستامون...اهنگایی که گوش دادیم...خوندیم...شام خوشمزه جو...حرفا و دردودلا...وقتی سرم رو گذاشتم رو پات...وقتی خیلی غیرمنتظره چونم رو تو دستات گرفتی و یه لحظه بود...یه لحظه که آشوبی بود...فراموشش نمیکنم...حالی بود غیرقابل وصف...وقتی قلبم تند میزد و یه خجالت عجیبی تو وجودم بود که انقدر زیاد بود که میخاستم خودم رو به بی خیالی بزنم اما چشمام داد میزد...لرزش دستای هی...نگاهامون...وقتی گفت"هیچ وقت از دستت نمیدم"سرکوچه...بغل محکم....بوس...دلم نمیخاست تموم شه و جدا شیم...میخاستم همونجا تا صب روپاش بخابم...

شب قشنگی بود!

آرامشم از توست

از اون پنج شنبه تاحالا به دلایل مختلف نشد هی رو ببینم...پست جدیدش و تایم های نامشخص و هزار دلیل...دلم خیلی براش تنگ شده و ده روزی میشه به گفته خودش ندیدیم همدیگرو...کل روز دوشنبه پیش تا شنبه این هفته فقط از هم به اندازه یه تلفن چند دقیقه ای اخر وقتی با خبر بودیم اما با اینحال همه چیز خوب بود...حالا این هفته یه تایم وسط روز سر کلاسای خاصیه و بعدش وقتش آزاده و اینروزا به محض اینکه ماشین دستش باشه و مشکلی نباشه میاد...

یکی از دردودلای هی که عجیبتر از همیشه ارومم کرد...
"یه روزی قبل طوفان من تو رو با حرفام از خودم دور میکردم...وقتی میگفتم اینجا برو اونجا نرو....اخه ادما دوس داشتنشونو به جورای مختلف نشون میدن...اولاش میخاستم یه جوری بگم مال منی اما فهمیدم راهش نیست...میخاستم بدونی پیشتم...نزدیکتم...
میدونی وقتی صدام میکنی و میگم جون دلم ینی چی؟ینی جوونم اول از همه واسه تو بعدش حرفا واسه دلم...دلِ خودم."

یادمان باشد

یادمان باشد وقتی کسی رابه خودمان وابسته کردیم دربرابرش مسئولیم…

دربرابراشکهایش، شکستن غرورش لحظه های شکستنش درتنهایی ولحظه های بی قراریش…

واگریادمان برود… درجایی دیگر سرنوشت یادمان خواهد آورد .............


"مرسی از خواننده خوبم"