
یکسال گذشت...یکسال مثل برق و باد که همش رو دوس داشتم!یکسال از اون شبی که با این گروه رفتیم بیرون دسته جمعی!
شب قشنگی بود!
"یه
روزی قبل طوفان من تو رو با حرفام از خودم دور میکردم...وقتی میگفتم اینجا
برو اونجا نرو....اخه ادما دوس داشتنشونو به جورای مختلف نشون
میدن...اولاش میخاستم یه جوری بگم مال منی اما فهمیدم راهش نیست...میخاستم
بدونی پیشتم...نزدیکتم...
میدونی وقتی صدام میکنی و میگم جون دلم ینی چی؟ینی جوونم اول از همه واسه تو بعدش حرفا واسه دلم...دلِ خودم."
دربرابراشکهایش،
شکستن غرورش
لحظه های شکستنش درتنهایی ولحظه های بی قراریش… واگریادمان برود…
درجایی دیگر سرنوشت یادمان خواهد آورد
............. "مرسی از خواننده خوبم"