یه وقتاییم هست که
"هی" یه چیزایی میگه که انقدر کوچولوئه و ظریف اما دنیای منو قشنگتر میکنه و
کل انرژی منفیم رو پاک میکنه و شاید خودش ندونه چیکار کرده..."قربون دستای کوچولوت شم"شاید
از صدبار دیدنش شیرین تر باشه..."هی"به خاطر موقعیت کاریش و محل زندگیامون
کمتر پیش میاد که زود به زود من رو ببینه ولی پیش میاد که من و دوستام و
دوستاش دورهم هستیم و اون نیست و اون موقع هاست که عجیب دلم میخادش ولی دلم
رو خوش میکنم به این مسج های قشنگش با اینکه دلم حضورش رو میخاد!من شرایط
"هی" رو از اولش میدونستم و این رو هم میدونم که سخته و هر دختری مثل من
دوست داره که طرفش رو زود به زود ببینه اما بعضی چیزا همون سختیای زندگیه
که ادم باید باهاشون کنار بیاد و یه بهایی بده تا یه چیز بارزش بگیره...پس
هیچ وقت بهش غر نمیزنم چون درکش میکنم ولی خب بعضی وقتا دل منطق حالیش
نمیشه!