وقتی فهمید بخاطر حرفاش گریه کردم ...وقتی مسج داد:"دیگه نمیگم...ینی من باعث ناراحتیت شدم...؟خدای من!" بعد چون دیر جوابمو داد پرسیدم :خوابیدی که گفت:نه رفتم از ماشین قرص بیارم... پرسیدم :چرا؟جواب داد:شی؟گفتم:هوم؟گفت:حالت بهتره؟گفتم:اره...قرص چرا؟ جواب داد:"سردرد,این مسج باعث شد.لعنت بهش..این باره دومه!من باعث شدم عشقم ناراحت بشه و اشک بریزه!دیگه نمیگم." قلبم
درد گرفت...خودمو نمیبخشم که اذیتش میکنم!من دختر مطیع و حرف گوش کنی
نیستم و دست خودم نیست!بعضی وقتا فک میکنم وقعن اذیتش میکنم...هیِ کوچولوی
من دیشب با نارحتی خوابید و من با گریه

اینجا امن ترین جای دنیاس.. اروم ترین جای دنیاس....این حس قویترین مسکن و ارامبخشِ!این گرما...گرمترین بخاری دنیاس...این صدای ضربان قشنگ ترین ملودی دنیاس...!فک کن تو یه روز ابری و سرد باشی و به به!
من دیگه ساکت میشم و با این عکس تنهاتون میذارم:دی