دوشنبه رفتم ناخن کاشتم خیلی دوسشون دارم فوق العاده طبیعیه
امروز کلا بیرون بودیم و درحال گردش و خرید
امروز سی و سومین ماه دوستی من و هی جونه...
پارسال این موقع ذوق داشتم هی سربازیش تموم شه والان هی سرکار میره و خداروشکر میکنیم...امیدوارم بخش سلامتی هی هرچه زودتر خوب شه و خیالم راحتتر شه به امید خدا و سال اینده دیگه سال رسمی شدن روابط ما خواهد بود...ایشالله سال اینده برای همه خوب باشه و خدا اون چه مصلحته ماهاست رو برامون مقدر کنه ... تو ین هفته پایانی هفت سین روچیدم...مونده سیر و سبزه و تخم مرغ هامون
اگه بشه یه سری به بازار گل بزنیم و یه چندتا گلدون بگیریم عالی میشه...برنامه خاصی برای تعطیلات امسال نداریم مگه اینکه چند روز رو بریم زادگاه پدری...
چهارشنبه سوریم نمیدونم هنوز چیکاره ایم؟!دوساله که با هی دوستم امسال اولین سالیه که اگه خدا بخاد باهمیم
وای کل پنج شنبه با پریسا بیرون گشتیم و اینو اونور خرید کردیم...بعدشم اقا پرده ای اومد خونه و کار پرده ها تموم شد...بعد دیگه جمعه هم رفتیم پیک نیک کوهسار با دوستامون،شوهر دوستم مغازه موند و نیومد و ما نیلو دوستمو بردیم ، بعدش دیگه کلی حال داد و بچه هارو رسوندیم و خودمون رفتیم من میخاستم کیف بخرم و از دیوید جونز اریاشهر خریدم...بعد دیگه باهی ایس مانکی و بستنی خوردیم و یکمی هم شلوغبازی کردیم
و بعدشم هی منو رسوند خونه مامانی...میخام ناخنام رو بکارم و گوشامم سوراخ کنم
