دلم روشنه...بهار داره میاد و من ذوق دارم...خونه جدید رو خیلی دوس دارم و به خصوص اتاقم رو...این دو روز اخر هفته میز ارایش و روتختی جدیدم رو گرفتم و هنو کلی کارای خرده دارم واسه انجام دادن...دیروز هی با خانوادش اومد تهران ولی چون مهمون خونه خاله بودن و هردفعه میومده از وسطش میومده دنبال من این سری گفت زشته و ازم خاستن پیششون باشم و این شد که جمعه چون تنها بودم خودم زدم بیرون و کلیم گشتم...این پایان سالی کلی کارا دارم برای انجام دادن...ولی در وهله اول همه توکلم به خداس برای اینکه تشخیص دکتر هی یه مسئله بی خطر باشه و هی عزیزم مثل همیشه شاد و سلامت باشه
برای عزیزم نذر کردم اگه مشکلش جدی نباشه یه پولی به یه خانمی که میشناسم برای کمک بدم....خدایا شکرت....تو مصلحت هارو میدونی...هر چه به خیر و صلاحه مقدر کن
دعا میکنم از ته دلم که شنبه که جواب ازمایشای هی میاد هیچی نباشه و بگن مورد خاص و نگران کننده ای نیست و سال جدیدمون رو با دل خوش و اتفاقای خوب و سلامتی اغاز کنیم
خدایا توی همه کارات خیریت هست و من تسلیم تو هستم....هر چی که به صلاح هست رو جلوی پامون بذار
ولی خب وقتی طرفت خودش برات میخره یه حسی هست...میدونین ؟ من عشق و روابطش و حساش رو خیلی درونی و شخصی میدونم...دلم نمیخاد همه بفهمن من چی برای هی خریدم و باهم چیکار کردیم یا کجا رفتیم....جز مختصری که مهم نیست دونستنش کلا تیپ اخلاقیم جوریه که دوس ندارم همه بفهمن امروز من و هی کجا بودیم و کجا رفتیم و هی برام چی خرید و چیجوری بود...چون همه این حسا برام درونیه ....منم برای هی یه بافت سبز یشمی خریده بودم از جین وست که لازمش داشت و تو عید میتونه بپوشه لباسش رو و یه کارت پستال
مثلا شب ولنتاین دو سه نفر بهم مسج داده بودن که هی برات کادو چی خریده ولنتاین و من این سوال رو دوس ندارم ... چون خودمم کم پیش میاد سوال کنم چون این یه مورد خیلی شخصیه...منم از هیچ کس نپرسیدم...ولی مثلا شیما خودش عکس کادوش رو فرستاد که نوید برای اولین ولنتاین دوستیشون ، براش یه انگشتر خیلی شیک از دوریس خریده بود ، نه برای اینکه پز بده فقط برای اینکه اون حس ذوقش رو باهم شریک شیم بهم گفت چون چند وقت قبلش میگفت نمیدونم چون سال اول دستیمونه نوید برام ولنتاین چیزی بخره یا نه...و حالا که ریده بود اون حس خوشحالیش رو بهام شریک شده بود...ولی یه عده ام سوال میکنن که کلا همه چیز رو به چالش بکشن