عاشقانه بی پایان ما

عاشقانه بی پایان ما

از لحظه های هی و شی
عاشقانه بی پایان ما

عاشقانه بی پایان ما

از لحظه های هی و شی

قشنگ ترین

اینروزا قشنگ ترینان برام چون هی همونیه که میخام و هر روز تلاش میکنه واسه اینکه اونی بشه که من دوس دارم....اولین جریان قشنگش یه صب قبل از ورود به شیشمین ماهمون بود که بهم یاداوری کرد دو روز دیگه می ریم تو شیش ماه...اینکه یادش بود حس عالیی بود!بعدشم روز شیشمین ماهمون که دوتایی رفتیم بیرون...اون شاخه گل...کتابا و دفتری که من بهش دادم...پیاده روی تا ابمیوه فروشی...اون گربه...نشستن تو پارک...شام خوشمزه تو بالکن اون رستوران و سالاد و نون سیر و پیتزا!همه و همه ش برام خیلی قشنگ بودن...بعدم اهنگ دروباز کن...تعطیلات خیلی خوب بود...البته از کل تعطیلا ت یه روزش رو با هی بودیم...همون روز شیشمین ماهمون...اما همونم خیلی عالی بود...بقیه تعطیلاتم خونه بودم و کلاسم رفتم...

وقتی

وقتی کلافه و عصبی میشم و سعی میکنه ارومم کنه...وقتی اسممو صدا میکنه و میگه :"چی شده؟اروم باش...باهام حرف بزن!بگو...بیا بغلم دختر...واسه یه لحظه اروم شو....بگو من بدونم چی شده."بعد که براش تعریف کردم خیلی مختصر گفت:"ببخشید من اشتباه کردم"

شب با هم تلفنی حرف میزنیم و میبینم چه سوتفاهمی بوده...هر دومون از دوتا مطلب مختلف سوبرداشت کردیم که خنده داره!بعدش میخنده و قربون صدقم میره و خداروشکر میکنه که چیزی نبوده."
قشنگ ترین لحظه ها وقتاییکه بلده چجوری باهام رفتار کنه و منو میفهمه...

وقتی فردای شبی که همو دیدین مسج میده:"دستام بوی دستاتو میده...."♥

همه وجود

وقتی از یه گردش دونفره عالی میام ...

و ما امروز بعد از اون شب الان شیش ماهه باهمیم...شیش ماه عالی و فوق العاده!

هی میگه:"خدایا شکرت منو محکم کردی که شی راحت بهم تکیه داده."

شی:"هدایا مرسی منو با هی اشنا کردی که بدونم تکیه کردن چه حسی داره و قلب یه مرد رو داشتن ینی چی؟"

هی:"قلب؟"

شی:"اهوم"

هی:"تو وجودمو داری."