عاشقانه بی پایان ما

عاشقانه بی پایان ما

از لحظه های هی و شی
عاشقانه بی پایان ما

عاشقانه بی پایان ما

از لحظه های هی و شی

و پنجمی...

این سری که پا تو پنجمیش گذاشتیم هی پیشنهاد داد هر ماه واسه این که یه ماه دیگرو به خوبی و خوشی گذروندیم یه کاری به عنوان تشکر از خدا انجام بدیم...

تصمیم گرفتیم و ایشالله به زودی عملیش میکنیم...

خدایا شکرت

میخام ساعت وایسه...

وقتی که از شدت گیجی و سنگینی روی پاش خوابت میبره و بین خواب و بیداری میبینی که چطوری نگران مرتب تبت رو اندازه میگیره و موهات رو ناز میکنه...وقتی دوس داری ساعت وایسه!

تکنولوژی

ما هم به جمع تکنولوژی جدیدیا پیوستیم و تقریبا همیشه انلاین در ارتباطیم...من و هی!مدل جالبیه که تا حالا تجربش نکرده بودم با هی...اما جالبه!مخصوصا اینکه میتونیم با هم حرف بزنیم و عکس بفرستیم و خیلی چیزا رو با هم شریک شیم و احساس نزدیکی بیشتری کنیم.

ادامه

اگه روشنفکری اینه....من عقب موندم!راستش من دختری ام که وقتی وارد رابطه میشم همه زندگیم میشه یه نفر...هیچ کس دیگه لقب عزیزم و جان و این چیزا رو نداره...عزیزمِ من واسه یه نفره....عاشقتم من واسه یه نفره...دوستت دارم و دلم تنگ میشه من واسه یه نفره!از طرفم هم همین انتظار رو دارم...اگه غیر از این باشه یه جوری میشم...حق دارم چون واسم مهمه...بعله...قبول که هم دختر و هم پسر یه سری دوست از جنسای مخالف دارن اما روابطشون باید محدود و تعریف شده و مشخص باشه!هر مسج فرواردی برای هر کسی فرستادنی نیست!!!دیشب که با هی حرف میزدم بهش گفتم که چرا اون شب مستقیم با دوست من هماهنگ کردی؟این کار به عهده من بود!!!هی حق نداره قبل از من و هماهنگی با من با دوستای من یا هر دختر دیگه ای هماهنگ شه...منم همینطور!من اینو رعایت میکنم....من دوس ندارم هی مستقیم با دوستام در ارتباط باشه...حتی اگه هیچ چیزی نباشه(که میدونم نیست)اما من حساسم!و این برام مهمه.هی اگر به دوستای من زنگ میزنه یا مسج میده باید به من بگه و منو در جریان بذاره...این حقِ منه!یه چیز کاملا عادیه...دیشب به هی گفتم ناراحت شدم از عدم هماهنگیمون و اینکه با دوست من هماهنگ شده مستقیم!!!گفتم...و بهش گفتم نباید دیگه این اتفاق بیفته....یه بار تصادفی شیما برام تعریف کرد هی بهش مسج داده فرواردی:"یه لیوان چای هم دیوانه ام میکند وقتی میزبان تو باشی....."این مسج رو هی نباید به شیما بده!!!!!این مسج مخاطبش منم و اینو یه بارم برای من فرستاده....خیلی ناراحت شدم!خیلی زیاد...من حق دارم!یا وقتی تو مهمونی ازاده تا شیما اومد پیشش نشست پشت به من کردو شروع کردن دوتایی به حرف بعدم با سماکار و دوس دخترش چهارتایی رفتن به مشروب خوردن و من تنها رو مبل موندم!من از این کارای هی ناراحتم....هی حق نداره با هیچ دختری جز من باشه...هیچ دختری!همینطور که حتی اگه دوستاش میخان با من یه سری شوخی کنن من خودم حد رو حفظ میکنم اونم باید اینجوری باشه...شاید اگه روزی اینارو بخونه نارحت شه یا شایدم نتونه با من بمونه...یا شاید بگه این دختر چقدر حساسه...شاید نتونه اینجوری با من بمونه...اما من همینجوریم و برام این چیزا مهمه!اینا خط قرمزای دوستی و روابط منه...یکی از چیزایی که راجع به هی اصلا نمیدونم طرز فکر و عقایدش در مورد همین خط قرمزهاست...خب راستش میدونم که مردا و احساسات و غرایزشون با زنا خیلی فرق داره و چیزایی که برای یه زن شاید خیلی مسخره باشه برای مردا ممکنه جذاب باشه...هی مسلما دوس نداره من خیلی کارا رو بکنم و هرجوری باشم مثل من که دوس ندارم...نمیدونم اصلا این حرفام گفتن داره یا نه...اصلا نمیدونم هی از این اخلاقا داره یا نه!؟اما مینویسم چون ذهنم مشغوله!آخه امروز دوستم که ازدواج کرده داشت تعریف میکرد که با وجود اینکه شوهرش دوسش داره و همه چیز اوکیه ، تو گوشی و لپتاب ایمان شوهرش فیلم و عکسای زنای رنگ و ورانگ این ماهواره و پورن استارای انچنانی رو دیده و پیدا کرده و کلی گریه کرده و افسردگی که ایمان دوسم نداره...اینارو میبینه...من با این زنا که هزار تا پروژکتور روشونه و هزارتا عمل کردن و تو بهترین حالتن خیلی فرق دارم...اعتماد به نفسش اومده بود پایین و بعدم میگفت ایمان که دوس نداره یکی یه تار موی منو ببینه خیلی کثیفه!!!مردا همشون فقط دنبال رسیدن به یه چیزن...منم به سمیرا گفتم که اره حق داری اما خب این یه خصلته مردونس که خیلی بده...اگه به ایمان بگی و به روش بیاری ممکنه که خیلی راحت بگه دوس دارم ببینم...اون وخت میخای چیکار کنی؟!اونجوری خیلی زشت و بدتره...ممکنه ازت دور شه و ازت قایم کنه...باهاش منطقی حلش کن...خلاصه کلی ارومش کردم...اما ذهن خودم الان بدجوری درگیره که نمیدونم هی همچین خصلتی داره یا نه؟!که منو دوس داشته باشه...منو با همین قیافه...با همین مدل ، با همین صورت با همین هیکل با این اخلاق پذیرفته باشه و دوس داشته باشه اما بشینه و عکس پورن استارها رو ببینه و فیلم هاشون رو ببینه!اگه بدونم اینجوریه دق میکنم...بدیش اینه که خفه میشم و لال و نمیتونم حرفی بزنم!نمیتونم اعتراض کنم و های و هوی را بندازم...خودمو میخورم عین خوره...همش فک میکنم من در مقابل اینا خیلی بدم...اگه انتخابش همچین قیافه ها و هیکلایین من بعد از یه مدت خستش میکنم...پس ناخوداگاه سرد میشم و خودم میکشم کنار...بی حرف!قبل از اینکه باهاش وارد یه رابطه جدی شم و همه چیز رسمی شه...چون اگه اینجوری باشه میمیرم...من هیچ دختری رو چه دنیای واقعی چه مجازی نمیتونم قبول کنم !!! میدونم اگه به یه مرد این رو بگی خیلی برات احترام قائل شه اینکاراشو یواشکی میکنه!!!یواشکی که دیگه بدتررر...اخ...چرا انقد سخت گیریم ما زنا...چرا ما عکسای مردا رو نمیبینیم...چرا بعد از یه عشق و یه مرد دیگه هیچ احدی به چشممون نمیاد و اون مرد میشه روز و شبمون  اما مردا هم عشق و معشوقشون رو دارن و هم از زنای دیگه لذت میبرن...مگه میشه یه مرد عاشق زنش باشه و دلش بخاد یه زن دیگه رو ببینه و از طریق اون لذت ببره!؟من دوس ندارم آدم ایندم که من رو دوس داره بشینه عکسا و ویدیوهای این زنای انچنانی رو نگاه کنه...اره عادیه تو فیلمای روز دنیا خیلی چیزا هست اما اون به قصد دیدن موضوع فیلم نه به قصد دیدن پورن و لذت!چه دلیلی داره یه مرد عکسای یه زن حتی تو دنیای مجازی رو دنبال کنه؟؟؟اره ادم یه سریال یا فیلم رو دنبال میکنه و ممکنه توش خیلی چیزا باشه اون مهم نیست!این که یه مرد بشینه و عکس هیکل و ریخت و قیافه های این زنا رو نگاه کنه درحالیکه خودش یه عشق داره...یه جورایی چندش |آوره برام!اخ که چقدر بده...خدایا هی اینجوری نباشه!!!تروخداااا