وقتی بیدار میشم ؛ چشمام تو رو میبینه دیگه هیچی نمیخام!صب بخیر "شیِ"من:* خستگی بازم معنی داره به نظرتون؟
شی:"نه...زیر این بارون جون میده قدم بزنیم!"
هی:"تو این تایم نه...از خونه درنمیام!"
شی:"چرا؟!"
هی:"اخه بغل تو رو ترجیح میدم..."
شی:"منم تو باشی پیشِ تو با صدای بارون لذت میبرم."
هی:"شبِ دوس داشتنی"
شی:"اهوم...شب دوس داشتنی"
هی:"من اون شب رو میگم که میخام به پسرم تعریف کنم بگم یه شب از شبای خدا من مامانشو برای اولین بار تو بغلم گرفتم و بوسیدمش."
شی:"به پسرمون بگیم هی؟"
هی:"با لذت میگم که حسِ عشقو تجربه کنه!اما فقط یه دل...یه عشق...یه بوسه!با هم میگیم هم از دیدِ تو و هم از دیدِ من!"
در اغوشش بگیر و نوازشش کن! خیالش را راحت کن که هستی و جایی نمیروی! طوری رفتار کن که مطمئن شود زنهای دیگر برایت مهم نیستند ... وقتی با نگرانی مسیر نگاهت را دنبال میکند, برگرد! لبخند بزن و به زبان بیاور... "من فقط تو را میبینم"