صب
تا اون را میفته منم با "اِل"میریم تا حلیم بگیریم...منتظر ما
مونده..."هی"تُخس خوابالو!حلیمی که براش خریدم رو بهش میدم و اونم که عجله
داره میره...وقتی از خواب پا میشم مسج هاش رو میخونم اولی تشکره و دومی یه
لبخند گنده رو لبم میاره..."تو اینجوری خوشگل میخابی گازت میگیرم خُب...بخواب عزیزم"میگم "هی" و "شی" دیوونن بیخود نیست...
هی :"چهار هفته پیش همچین شبی یه جرقه دوباره بین ما خورد"
تو یه رابطه محکم ترین زنجیرش حرمتِ!و همه ماها باید مراقب باشیم که مبادا نازک شه یا پاره!