عاشقانه بی پایان ما

عاشقانه بی پایان ما

از لحظه های هی و شی
عاشقانه بی پایان ما

عاشقانه بی پایان ما

از لحظه های هی و شی

نظریات مهندس "هی"

داریم در مورد عطرا حرف میزنیم که "هی"نظر کارشناسانه اش رو مطرح میکنه:"بینِ عطر و ادمم یه رابطه خاصیه که خودِ ادم بسته به احساسش باید این سمفونی رو کنارِ هم درست کنه...."یه دور میخونمش,چقدر دوتا ادم از لحاظ مغزی میتونن شبیه باشن...قبلا بحث عطر با خیلیا بوده که همیشه نظراشون فقط به معرفی چندتا عطر محدود شده اما این مدل تحلیل شبیه به تحلیلای منه...تفاهم به این میگنا!

خدایا ممنونم

قشنگترین قسمتش اینجاست که وقتی ساعت یازده شب رسیدم خونه بعد از یه روزِ شلوغ پلوغ و پر از خرید و به "هی" مسج میدم که:"من اومدم خونه."چند دقیقه بعد جواب میده:"مراقب خودت باش."بعد من با خودم فک میکنم حواسش کجاست...منکه خونم!!!و دوباره مسج میدم:"تو خونه ام؟؟؟باشه,تو خونم مراقبم."بعد "هی"تُندی مسج میده:"اره دیگه!تو عشقِ منی عرووووسک."بعدش سری تکون میدم و میخندم و یه لحظه واقعن خداروشکر میکنم واسه داشتنتش.

خدایا ممنونم که"هی"رو بمن دادی:)

خیلی خوبه

خیلی حال میده وقتی میبینی که وقتی چند ماه پیش تو اولین دوره دوستی تون یه کاغذ کوچولو بهش دادی و روش چیزی نوشتی هنوز تو کیف مدارکش نگهش داشته و همیشه همراهشه...خیلی حال خوبه:)

لبخند گنده!

صب تا اون را میفته منم با "اِل"میریم تا حلیم بگیریم...منتظر ما مونده..."هی"تُخس خوابالو!حلیمی که براش خریدم رو بهش میدم و اونم که عجله داره میره...وقتی از خواب پا میشم  مسج هاش رو میخونم اولی تشکره و دومی یه لبخند گنده رو لبم میاره..."تو اینجوری خوشگل میخابی گازت میگیرم خُب...بخواب عزیزم"میگم "هی" و "شی" دیوونن بیخود نیست...

هی :"چهار هفته پیش همچین شبی یه جرقه دوباره بین ما خورد"

تو یه رابطه محکم ترین زنجیرش حرمتِ!و همه ماها باید مراقب باشیم که مبادا نازک شه یا پاره!