اسم مستعار
کلی گفتیم و خندیدیم و خوش گذشت...بعدش شب که هی منو میخاست برسونه خونه بارون میومد...یهوگفت من برم دستشویی کنم بیام ، چند لحظه بعد دیدم با یه شاخه گل نرگس کنار پنجرم زیر بارونوایستاده...دنیارو بهم دادن
سوار شد و بغلش کردم...گفت:دیدم بچه ها سوپرایز کردن دوستتو ، حدس زدم دلت میخاد سوپرایز شی...الان در دسترس ترین سوپرایز گل بود...اخرین دسته ای که اقاهه سر چهارراه داشت بود یواشکی خریدم و اوردمش واسه تو
هی عزیزم عاشقتم
بعدش اپل واچم خیلی خوبه
بعدش دیگه همین
شام تو میدون تجریش درحالیکه بسیار گشنه بودیم خوردیم و راستی منم در عرض دوهفته سه کیلو کم کردم
کلی با هی حرف زدیم و راجع تنها مشکل دوستیمون که بودن هی با دوستاش بود حرف زدیم .... هی دلم رو اروم کرد، بعدشم اومدم خونه تا قسمت شیش شهرزاد روکه هی اورده دیدم،عالیه
بعدش هی برام تعریف کرد هفته پیش که کمپوت رو بردم ملی ذوست مهرم خونمون بود و مامانم به ملی گفت اینارو عروسم برام اورده و ملی که منو میشناسه به مامان هی گفته:خاله خیلی دختر خوبیه ؛ فرشته س....حمید خیلی خوش شانسه
مامان هی خیلی خوشحال شده....حس خیلی عجیبی بهم میگه که مامان هی رو خیلی دوس دارم
هی دیشب تو حرفاش میگفت تو سالم ترین کله دنیارو داری...از همه دخترایی که میشناختم حتی خواهرم...بعد هی برام اتک وارم کلشم رو زد
دیگه اینم از جمعه ما
طبق حرفامون و مشورتها ، از این به بعد قرار شده برای اینکه عادت کنیم تو زندگیمون نظم داشته باشیم و برنامه هی حقوقهاش رو به من بده تا یه حساب جداگانه جمعشون کنم و به اندازه بودجه مون از روش تو کارت هی بودجه یک ماهمون رو واریز کنم و اگه تموم شد مدیریت ما خوب نیوده و به پولی که در حال جمع شدنه دست نمیزنیم!
خب هی هزینه بنزینش رو از کار میگیره...جز شهریه باشگاه ماهانش هم هزینه ی واجب نداره ....میمونه روزایی که باهمیم....برای یکماه باید یه بودجه در نظر بگیرم که از رو اون فقط خرج کنیم.....این پولی که دست من جمع میشه برای روز مباداست یا روزی که هی میخاد حلقه بخره یا مثلا ماشین عوض کنه...برای هدفای بالای زندگیمونه....از الان باید بودجه بندی رو تو زندگیمون جا بدیم و با برنامه باشیم
بعدشم به بابای هی گفته بوده من براشون کمپوت فرستادم
خدایا سرنوشت ما دوتا رو اونجور که خوبه رقم بزن