عاشقانه بی پایان ما

عاشقانه بی پایان ما

از لحظه های هی و شی
عاشقانه بی پایان ما

عاشقانه بی پایان ما

از لحظه های هی و شی

سورپرایزها

روز چهارشنبه ای سرکار نرفتم و به پیشنهاد مامان رفتیم خرید ، تو مسیر بودیم هی هی مسج میداد کجایی؟کی میری خونه؟خلاصه اومدم رسیدم خونه و بابا داشت بساط جوجه ناهار اماده میکرد که هی زنگ زد یهو ، میخای بدونی چیه سورپرایزت!من با چشای گرد ....چی؟!گفت بیا پایین جلوی درم، از وقتی رفتی بیرون جلوی درم!!!من خشکم زد و بعد یهو شروع کردم به خندیدن!تند تند لباس پوشیدم و به مامان گفتم تا ناهار حاضر شه من با شیما برم پایین زود میام اومده دنبالم....هی تو ماشین متظرم بود...محکم بغل کردیم همدیگرو ....خیلی ذوق کرده بودم...برام ماسک فیلتردار خریده بود و تو سایه بون ماشین جونمون قایم کرده بود که وقتی عینکمو گرفت خاستم سایه بونو بدم پایین که یهو ماسک افتاد پایین....یعنی عاشقتم که به یادمی ....بعد واسم قرص ویتامین سی تو داشبرد قایم کرده بود با یه اناناس خوشمزه تو صندوق عقب!وای خدا انگار دنیارو بهم دادن وقتی دیدم هی برنامه ریخته و چیزایی که میخاستم خریده....بهم گفت ناهار که گفتم نمیشه چون مامان اینا منتظرمن ، میرم برای تو هم ناها میارم...بعدش دیگه بریم بیرونخلاصه با کلک به مامان گفتم شیما تنهاس و مامانم غذای دونفره کشید تا با شیما بخوریم و بعد بریم تولد مهر(الکی گفتم تولد چون واقعن عصر میخاستیم بریم با هی خونه ملی دوست مهر ،که مهر با هی بره خونه و منم چون فرصت نشده بود روز تولدش براش کادو ببرم امروز میبردم)خودمم تا غذا اماده شه اماده شدم و رفتیم با هی تو ماشین چلوجوجه خوردیم و هی کیف کرد و بعدشم رفتیم خونه ملیمهر از کادوش خوشش اومد و کلی تشکر کرد و بعدشم ملی میخاست اماده شه بره مهمونی که قرار شد ما برسونیمش و بعد از اینکه ملی رو گذاشتیم سه تایی با مهر و هی رفتیم پیتزا خوردیم و با مهر کلی دردودل کردیم و بعدشم من اومدم خونه....فرداش مامان هی عمل زانو داشت که انجام شد

شب یلدا

روز جمعه به پیشنهاد دوستای هی رفتیم خونه یکی از دوستاش و شیش تای بودیم ، دوستای هی بودن و دوس دختر یکیشون...کباب خوردیم و دبرنا بازی کردیم ، روز خوبی بود ، قبلشم تو راه تا خونه  دوست هی اهنگ گوش دادیم و یه ابمیوه خوردیم...برگشتنیم با هی کلی حرف زدیم و من اورد رسوند خونه مامانی ....شب زنداییم از فرنگ برگشته بود و دور هم بودیم  و دوشنبه شب یعنی دیشبم شب یلدا بود و همهگی خونه زنداییم جمع بودیم...عموها و بروبچه هاشون...بع د فامیلای دومادم شب چله ای اوردن واسه عروس خانم ما و سنگ تموم گذاشتن....یه بوت بلند مشکی و کیف ستش با یه پالتوی خیلی شیک که با سلیقه عروس خریده بودن و یه زنجیر طلا و اویزش با کلی هندونه و اجیل و گل و شیرینی و اینا همه تزیین شدهشب خیلی خوبی بود...هی هم با خانوادش و خالش اینا جمع بودن و برام از خودشون چندتا عکس انداختامیدوارم سال دیگه این شب رو با هی کنار هم باشیم واقعی

هفته مریضی

از یکشنبه تا الان مریضم و تازه اومدم سرکار...حسابی سرما خوردم...چندتام موضوع دارم که بگم ولی حال ندارم....اصلی ترینش 31 امین ماهه من و هی هم شروع شده...بعد تولد مهر بود که هی میگه وقتی رفته بودن با مامانش کادو بخرن مامان هی به هی گفته که به نیت عروسم از مشهد یه سکه تمام خریدم که سر عقد بهش بدم بعد دیگه اینکه مریضی وافعن خر است....خیلی بد بود سرماخوردگیش و هنوزم خوب نشدمدلمم برای هی تنگه....چندتا خبر بود چون ننوشتم یادم نمیاد!

نذری و سیزلر و ربیع الاول

روز جمعه از ظهری با هی بودیم و ناهار رفتیم جاده چالوس یه کباب میکس عالی خوردیم و بعدشم رفتیم دنبال دوستش میم و تا شب دیروقت باهم بودیم...هی روز قبلش نذری داشتن و برام کلی غذا اورده بود و صبح که اومد به مامان گفتم هی نذری اورده و مهرم از مشهدی سوغات برام نبات و نقل اورده بود که مامان دید...مامانم براشون شله زرد داد بردم...برای هی اینا....بعدش مامان اینا رفتن بیرون و منم چون تنها بودم پیش هی بویم ولی به مامان اینا گفتم همراه شیمام چون صلاح نبود بدونن طولانی باهمیم...خلاصه که از بعد ناهار با دوست هی رفتیم کافه و کلی حرف زدیم و بعدشم اومدیم تهران سه تایی و یه جا تو ماشین نشستیم و کلی حرفا زدیم و بعد رفتیم لمیز  و هات چاکلت خوردیماخر شبم هی و میلاد منو رسوندن جلوی خونه خالم و شانس اوردیم بابام مارو ندیداوه اوه....روز بعدش طبق قرارمون من و هی میخاستیم با هم بریم اخر صفر در هفت تا مسجد رو بزنیم و هی دیگه ماشین داشت و راحت میشد بیاد ...اول تو ذهنم بود دوس داشتم اینکارو دوتایی بریم کنیم اما چون هی به میلاد و مهرم گفته بود دیگه زشت بود اونارو بپیچونیم و چهارتایی رفتیم و کلیم خوب بود...با هی کلی ارزو میکردیم و دوتایی در را رو میزدیمایشالله حاجت روا شیم سال اینده به قول هی با حلقه ی  تو انگشتامون بریم در بزنیم و شکلات پخش کنیم