
صب که از خواب پا میشم گوشیم رو نگاه میکنم...از هی مسج دارم...قبل از اینکه بره ساوه سر پروژه....برام مسج فرستاده:
"اگر چه جای دل دریای خون در سینه دارم
ولی در عشق تو دریایی از دل کم میارم
اگرچه روبرویی مثل آینه با من
ولی چشام بسم نیست برای سیر دیدن
نه یک دل نه هزار دل
همه دل های عالم
همه دل ها رو می خوام
که عاشق تو باشم
تویی عاشق تر از عشق
تویی شعر مجسم
تو باغ قصه از تو
سحر گل کرده شبنیم
تو چشمات خواب مخمل
شراب ناب شیراز
هزار میخونه آواز
هزار و یک شب راز
می خوام تو رو ببینم نه
یک بار نه صد بار
به تعداد نفس هام
برای دیدن تو ، نه یک چشم ، نه صد چشم
همه چشما رو می خوام
تو رو باید مث گل نوازش کرد و بویید
با هر چه چشم تو دنیاس فقط باید تو رو دید
تو رو باید مث ماه رو قله ها نگاه کرد
با هر چی لب تو دنیاس تو رو باید صدا کرد
می خوام
تو رو ببینم نه یک بار نه صد بار
به تعداد نفس هام
برای دیدن تو، نه یک چشم ، نه صد چشم
همه چشما رو می خوام"
انقدر این مسج هی بهم انرژی داده که حد و اندازه نداره....عاشقتم هی که انقدر دوسم داری....مرسی که انقد زیاد عاشقمی...مرسی هی که همش قربون صدقم میری و مراقبمی...مرسی که برای ما شدنمون زحمت میکشی
شاید امسال با هی بریم انتالیا کنسرت ابی....من واقعا با ابی عاشق هی شدم و همه خاطره هام با اهنگهای ابیه