عاشقانه بی پایان ما

عاشقانه بی پایان ما

از لحظه های هی و شی
عاشقانه بی پایان ما

عاشقانه بی پایان ما

از لحظه های هی و شی

صبگاهی

صب که از خواب پا میشم گوشیم رو نگاه میکنم...از هی مسج دارم...قبل از اینکه بره ساوه سر پروژه....برام مسج فرستاده:


"اگر چه جای دل دریای خون در سینه دارم

ولی در عشق تو دریایی از دل کم میارم
اگرچه روبرویی مثل آینه با من
ولی چشام بسم نیست برای سیر دیدن
نه یک دل نه هزار دل
همه دل های عالم
همه دل ها رو می خوام
که عاشق تو باشم
تویی عاشق تر از عشق
تویی شعر مجسم
تو باغ قصه از تو
سحر گل کرده شبنیم
تو چشمات خواب مخمل
شراب ناب شیراز
هزار میخونه آواز
هزار و یک شب راز
می خوام تو رو ببینم نه
یک بار نه صد بار
به تعداد نفس هام
برای دیدن تو ، نه یک چشم ، نه صد چشم
همه چشما رو می خوام
تو رو باید مث گل نوازش کرد و بویید
با هر چه چشم تو دنیاس فقط باید تو رو دید
تو رو باید مث ماه رو قله ها نگاه کرد
 با هر چی لب تو دنیاس تو رو باید صدا کرد
می خوام
تو رو ببینم نه یک بار نه صد بار
 به تعداد نفس هام
برای دیدن تو، نه یک چشم ، نه صد چشم
همه چشما رو می خوام"
 

انقدر این مسج هی بهم انرژی داده که حد و اندازه نداره....عاشقتم هی که انقدر دوسم داری....مرسی که انقد زیاد عاشقمی...مرسی هی که همش قربون صدقم میری و مراقبمی...مرسی که برای  ما شدنمون  زحمت میکشیشاید امسال با هی بریم انتالیا کنسرت ابی....من واقعا با ابی عاشق هی شدم و همه خاطره هام با اهنگهای ابیه


میرداماد...شراب عروسی...

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

خواب صب

 تو اوج خواب صبح وقتی مسج میده و حسابی خوابم میاد لای چشامو باز میکنم و میبینم قربون صدقم میره...لبخند رو لبامه و چشام بسته....بهم میگه خامه عسلیم ، شکلات ، هوبی ، کره مرباییم...خیلی کیف میکنم....داره اماده میشه بره سرکارش و منم مسته خوابم و چشمام میره رو هم...فقط قبل از اینکه چشمام بسته شه میگم:"خدایا هی منو برام نگه دار...مراقبش باش...اون عشقه منه"

دلم میخاد

خیلی دلم میخاد تا اخر این تابستون یه سفر سه ، چهار روزه با هی بریم...یه سفر به ترکیه...اما نمیدونم اصلا شدنیه یانه، ترکیه چون دبی دایی هام زندگی میکنن...چند روزی با هم بریم و من به مامان و بابا بگم میرم پیش یکی از دوستام اونجا...خوبیش اینه نگرانه این نیستیم که بگیرنمون یا گیر بدن...یه سه چهار روزی کنارهمیم...خیلی دلم میخاد اما نمیدونم.