
عشقم ایشالله سالیان دراز با سلامتی و سعادت و برکت عمر کنی...با همه وجودم دوست دارم و برات ارزوهای فوق العاده دارم...امیدوارم امسال یکی از بهترین سالای عمرت باشه ... تولدت مبارک مهربونم
و چند روز بعدش سالگرد دومین سالمون
صب چهارشنبه هی با میلاد اومدن و سه تایی رفتیم همراه با یکی دیگه از دوستان برای کارای فارغ التحصیلی من...دلم برای دانشگاه تنگ شده بود خیلی...رفتیم کارام رو همراه با هی انجام دادم و البته بخاطر خوردن ابمیوه حالمم بد شد و نتونستم ناهار جیگرای خوشمزمو بخورم و تمام راه رو پای هی خوابیدم تا برسم خونه...2 اردیبهشت 94 کارت دانشجوییم سوراخ شد
آخیه...بعد دیگه هی پنج شنبه ای رفت با عموها و باباش شمال که برن زمینای شمالشون رو بفروشن و الان که شنبه س میخان کم کم برگردن...منم دیروز با هدیه اینا رفتم بیرون و رفتیم یه باغ باصفا ... مامان هدیه هم اومده بود و دوست پسر هدیه هم بعدش اومد و جمع خوبی بود و یکم کیک تولد مامان هدیه رو خوردیم و عکس گرفتیم و قلیون یکمی کشیدم...بعد دیگه اومدم خونه...امروز 5 اردیبهشته و چیزی به تولد هی و سالگرد دومین سالمون نمونده!

چون ماه تولد هی هست و ماه اشنایی من و هی