میدونین 29 روز اسفند با 29 روز از بهمن مونده تا هی سربازیش تموم شه؟؟؟؟
یعنی فقط .... 58 روز دیگه!♥
بیستمیش بود...اول از همه هی اومد و پیش بسوی نون سیر...هوووم خیلی خوشمزه بود...بعدشم رفتیم هایپر استار و هی برام توت فرنگی و بلوط خرید که خیلی دوسشون دارم و شام تو شب زدگان جیگر خوردیم...
چند شب قبلش خواب بد دیده بودم و وقتی دیدمش دلم اروم شد اما قبل از بیست و چهارم یه مقداری دلخور بودم و هی هم نارحت بود که تو بیستمیش حرف زدیم...پنج شنبه مهمونی بود اما من نخاستم بریم و نرفتیم...بعد دیگه همین دیگه...دل تو دلم نیست تا عید بیاد اخه هی تا پایان امسال سربازیه♥♥♥
حضور این خواهر و برادر تو زندگیم بهم حس خوب میده به ویژه که هی رو عاشقانه دوس دارم و مهر هم جای خودش رو داره باهاش خیلی ارتباط خوبی برقرار کردم و یه جوری از ته قلبم دوسش دارم...خیلی خاکی و خون گرم و مهربونه و مثل خودم فک میکنه و خیلی شبا باهم دردودل میکنیم

