برای من که اذیت کننده نیست اما هی با وجود اون همه کار تو روز و اینکه دوباره صب باید بره اذیت میشه،بهش گفتم اما دلش میخاست با هم ببینیم...منم دلم میخاست اما من ملاحظه خستگیش رو میکنم،اپیزود 19 رو پلی کردیم و همزمان باهام حرف میزد..."واسه تو زنده ام،قول میدم تا همیشه کنارتم"هی که اینو گفت یه لبخند نشست رو لبم،یه لبخند آروم...بهش گفتم سه روزه که شی همش بهونه تو رو می گیره که ببینتت!
93 رو با شکم آغاز میکنم.

صورتت بعضی وقتا خیلی خسته و داغونه...
موهات بعضی وقتا نامرتب و کثیفه...
هیکلت بعضی وقتا رو فرم نیست...
بعضی اوقات خیلی لاغر میشی یا خیلی چاق...
لباسات بعضی وقتا درست و حسابی نیست...
بعضی وقتا حوصله نداری به خودت برسی...
پس بهتره کسی رو پیدا کنی که تو اینجور موقع ها نگران کم شدن دوس داشتنتش نباشی...
و تو رو هر جوری که هستی
دوس داشتنی ترین موجود زمین بدوووونه!
دوماه دیگه میشه یکسال که من و هی دوستیم و برام باورکردنی نیست که شی،همون دختری که هیچ مردی رو به خلوتش راه نداد الان این همه وقت هست که کنار مردش روزاشو شب میکنه!امروز هی ایشالله اگه مشکلی پیش نیاد دوباره میاد خونه و یه دل سیر کنارشم و مثل همیشه فیلم میبینیم و به افتخار امروز واسه خودمون از راه دور جشن میگیریم!اما یه روزیم میاد که با خیال راحت بی هیچ ترسی از هیچ چیز و هیچ کس کنار هی این روز بهش تکیه میکنم و چشمام رو میبندم و تمام روزهای قشنگمون رو مرور می کنیم...با هم کیک میخوریم و باهم شام می پزیم و مثل اردیبهشت 92 تا صب درگوشی باهم حرف میزنیم و دستای هم رو فشار می دیم...

