خانمها اغلب با مشغول شدن به امور منزل و فرزندان و آقایون هم به طرق خودشون! ( حالا نمیخوام بحث رو به اینجا بکشونم که یکی از رایجترین این شیوه ها، جستجوی عشق دوباره در چشمان معشوق تازه نفس و ترگل ورگل دیگری هست!).

چند روز پیش با دوستی که در حال سپری کردن دوران عقدش هست در حال صحبت بودم ،با این تفسیر که در اوایل آشنایی شور و شوق دو طرف، با سرعت زیادی رشد میکنه و سیر صعودی چشمگیری داره. بعد از عقد که دختر و پسر طرف مقابل رو متعلق به خودشون میدونن و تلاش برای جلب نظر و ایجاد علاقه کمتر میشه، همزمان چشمشون به روی واقعیتهایی از جمله عیوب نامزدشون باز میشه. و در مواجهه با موجی از اختلاف سلیقه و عقیده، تلاش برای تغییر رفتار طرف مقابل "مطابق میل خود" آغاز میشه و این هم به نوبهی خود، تا حد زیادی اون شور و هیجان رو تقلیل میده.









و اتاقشون چسبیده به جایی که تخت منه!نگران بودم وقتی فامیلی هی رو بگم بشنوه،صدای هی رو که شنیدم اروم شدم...دلم چقد زود واسش تنگ میشه و چقد به صداش هم عادت دارم!بااینکه زیاد باهم حرف نمیزنیم و از اونایی نیستیم که مرتب در تماس باشیم و شده چند روز صداشو نشونم و فقط مسج بدیم!هی نگران من بود...اخه حالم خوب نبود و وقتی میخاست بره میدونست...اما الان حالم خوب بود،وقتی فک کرد هنوز ازش نارحتم ، و مطمئنش کردم که دیگه نارحت نیستم...من دختر کینه ای نیستم اما ناراحتیا و هرچیزی تو ذهنم میمونه ولی با هی نمیذارم به نارحتی شدید برسه و زود میگمش تا تصمیم بگیریم که حق با کیه و از این به بعد اشتباهمون تکرار نشه...چون تکرار اشتباه یه جور انتخاب دوباره اشتباهه!و با اینکه میدونه می رنجونتت بازم تکرارش میکنه!وقتی تلفن رو قطع کردم یه دنیا دلم تنگ شد....همونجا سرم رو گذاشتم رو بالش و به روزایی فک کردم که هی قراره واقعا تو خونه خودمون منو ببره تا مسباک بزنم!باهم فوتبال ببینیم و فیلم!با هم پلی استیشن بازی کنیم و غذا درست کنیم...دوتایی تو تراس شبا چایی بخوریم،پیاده روی بریم و با هم تولدای دونفره و سالگرد و ماهگرد بگیریم...با هم یه مهمونی خوب بگیریم و تو تک تک کاراش به هم کمک کنیم ،همدیگرو غافلگیر کنیم...برای هم نامه بنویسیم....باهم خرید کنیم...برای هم خرید کنیم...باهم ماشینمون رو بشوریم و دوتایی سفر بریم...دوچرخه سواری کنیم، دوتایی یه درخت بکاریم و یه باغچه داشته باشیم...باهم واسه من لباسام رو طراحی کنیم یا کارای هی رو انجام بدیم...برای هم کتاب بخونیم،نمیدونم کی خوابم برد و کی روم پتو انداخت!