موضوع طولانی اما کاملا جامع هست...آمار طلاق خیلی بالا رفته و از طرفی آمار ازدواج هایی که سنتی نیست و بیشتر دوستی قبل از ازدواج هم هست بالا رفته و
یه رابطه مستقیم بین این دو وجود داره!یکی از دلایل شکست خوردن روابط دوستی قبل از ازدواج اینه که دل شما خیلی جلوتر از عقلتان حرکت خواهد
کرد و هر آلارمی که عقل و هوش و حواستان می دهد، به سرعت خاموش می کند و می
گوید: باشد ولی من دوستش دارم. یا فکر می کند عاشق ترین آدم دنیا است و
قدرت آن را دارد که با عشق همه فاصله ها را بردارد و همه ایرادها را رفع و
رجوع کند. شکی در این نیست که عشق نیرویی جادویی است که می تواند خیلی از
کارهای سخت را ساده کند و خیلی از محال ها را ممکن.
ولی عشق هیچ وقت نمی
تواند در فاز پر تب و تابش دوام بیاورد. چون عشق فقط یک فاز است و بعد از
آن فاز دوست داشتن آرام و عمیق، عادت و وابستگی وجود دارد.بنابراین دوستی های غیررسمی وقتی به ازدواج منجر می شوند شکننده تر از روش های سنتی و نیمه سنتی هستند و زوج ها دید واقع بینانه ای نسبت به زندگی بعد از ازدواج ندارند...تا اینجارو قبول دارید؟حالا به ادامه بریم...اما میشه که خیلی از روابط دوستانه قبل از ازدواج رو جوری شکل داد که بستری باشه برای ساختن زندگی مشترک عالی در آینده، نه فقط صرفا خوش گذرونی و قهر و آشتی و مسج های عاشقونه و ارضای نیازهای سن جوانی و مهمونی و گردش...باید یاد گرفت این دوستی ها رو به قصد ساختن آینده شکل داد... (البته اگر به فکر اینده هستید و قصد رابطه بلند مدت و همیشگی رو دارید و به این رشد رسیدید که این مطالب رو جدی و بی شوخی بخونید و اعمال کنید)
اما به شرط رعایت ده مورد پایین از جانب دختر و پسر...
پس اگر دختر و پسر در دوران آشنایی پیش از ازدواج در چنین مواردی حرفی پیش بکشند و بدون خودسانسوری و واقعبینانه نظر خود را بگویند و نظر طرف مقابل را بشنوند، میتوانند دوران زناشویی بهتری را برای خود متصور باشند.محاسن خانوادهها؛ محور اول
هر
یک از طرفین، ابتدا از نظر خود، محاسن خانوادهای را که در آن بزرگ شده
است، برشمرده و سپس به طرف مقابل فرصت دهد تا بگوید آیا او هم مواردی را که
بهعنوان ارزشها و محاسن خانوادهی همسر آیندهاش شنیده است، «ارزش» و
«حُسن» میداند؟
نکته:
ممکن است رفتاری که شما همیشه بهعنوان یکی از خوبیهای خانواده و اقوام
خود میپنداشتهاید، در نظر همسر آیندهتان، یک رفتار ناپسند یا مشکلساز
تلقی شود.معایب خانوادهها؛ محور دوم
هریک
از طرفین، ابتدا باید بر اساس معیارهای عرفی جامعه، معایب خانوادهای را
که در آن بزرگ شده است، برشمرده و بگوید که آیا این معایب در زندگی شخصی و
مشترک با همسر آیندهاش مشکلساز خواهد بود یا نه؟ ( اگر مشکلساز خواهد
بود، تا چه اندازه؟ ) همچنین صادقانه بگوید که افکار و رفتار خودش نیز تحت
تأثیر این خلقیات غلط خانوادگی هست یا نه؟ ( اگر تحت تأثیر است، تا چه
اندازه ؟ ). سپس طرف مقابل بدون تعارف و رودربایستی باید بگوید که آیا
میتواند با چنین روحیاتی کنار بیاید یا نه؟زمان بچهدار شدن؛ محور سوم
ممکن
است شما معتقد باشید بلافاصله پس از ازدواج باید بچهدار شد. این عقیده
تنها مختص به کسانی که دیر ازدواج میکنند و نگران فاصله سنی خود و
فرزندشان هستند نیست، بلکه کسانی هم هستند که معتقدند با زود آمدن بچه، زن و
شوهر بیشتر وابسته هم میشوند و رفتارهای کودکانهی خود را زودتر کنار
میگذارند.
در
این میان عدهای هم معتقدند همینطور که زندگی سر و سامان میگیرد، بچهی
زودآمده هم از آب و گل در میآید و همهی دردسرهای اول زندگی با هم تمام
میشود.
اما
شاید طرف مقابل شما از آنهایی باشد که معتقدند چند سال اول زندگی را باید
در غیاب بچه خوش بود و گشت و گذار کرد یا از آنهایی که عقیده دارند تا
رفاه کامل برقرار نشود، نباید بچهدار شد.حال اگر هر کدام از شما مشکلی داشته باشید که بچه ای نباشد چه پیش میاید؟ پس در این موارد به صراحت صحبت
کنید.تعداد بچهها؛ محور چهارم
ممکن
است شما معتقد به تک فرزندی باشید و معتقد باشید یک ده آباد بهتر از صد
شهر خراب است و یا اصلا حوصله بیش از یک بچه را نداشته باشید.
شاید
هم برعکس؛ عقیده داشته باشید که بچه یکییک دانه، خل و دیوانه میشود و
بچه باید همبازی داشته باشد و یا بیش از یکی باشد تا در سنین بالاتر
تنهایی شما را بیشتر پر کند. حالت دیگر این است که شما معتقد به جوری جنس
باشید؛ یعنی بگویید بچهدار شدن را باید حتیالامکان تا وقتی هم که فرزند
پسر داشت و هم فرزند دختر ادامه داد. پس عقیدهی خود را ـ هرچه که هست ـ
در این مورد پنهان نکنید.تربیت بچهها؛ محور پنجم
ممکن
است شما معتقد باشید که هنوز هم روشهای سنتی تربیت و سختگیری به بچه از
همان سنین طفولیت، مطمئنترین راه برای حفظ او در مسیر صحیح رشد فکری است.
شاید هم معتقد به روشهای نوین تربیتی باشید و یادگیری روش درست تربیت بچه
را مستلزم مطالعه کتابهای روانشناسی تربیت بدانید.
کسانی
هم هستند که میگویند باید کتابهای تربیتی را خواند اما این روشها را با
در نظر گرفتن واقعیات و شرایط فرهنگی جامعه بهکار بست. در هرحال فراموش
نکنید که در بحث تربیت، جدال سختگیران و آسانگیران و نیز نبرد سنت و
مدرنیزم یکی از زمینههای بروز اختلاف است.
همچنین نحوه بزرگ کردن دختر از طرف پدرها و حساسیت خاص آنها هم نکته جالبی است...پدرانی که روی نحوه پوشش دخترشان حتی در کودکی حساس هستند و این مخصوص و خاصِ فرهنگ ایرانی است،مردانی که در روند رشد دخترشان دخالت مستقیم داشته و روی زمان رنگ کردن موها و مدل ارایش هم اظهار نظر میکنند.
همه این موارد باید به دقت بررسی شود تا دید پدر و مادر آینده با هم توافق دارند تا وقتی بچه ها بدنیا امدند زوج تیم منسجمی شوند و یکصدا حرف بزنند تا بچه ها این هماهنگی را دیده و اختلافی بین پدر و مادر ایجاد نشود.
دایره همدلی و پایبندی؛ محور ششم
همدلی
و پایبندی برای هر کس تعریف خاص خود را دارد. ممکن است شما نوع برخورد یا
نوع پوشش همسرتان در محافل خانوادگی یا عمومی را نشان دهنده میزان
پایبندی او به زندگی مشترکتان بدانید.
یا
ممکن است شما به همسرتان اعتماد کامل داشته باشید، اما باز هم بهخاطر
ناپسند شمردن رفتارهای برخی اشخاص دیگر ـ اعم از مرد و زن و فامیل و غیر
فامیل ـ متوقع همدلی و همکاری او در محدود کردن ارتباطات خود با آنها
باشید. این هم ممکن است که شما نگران گذشته نامزدتان باشید. اما در هر
حال دو چیز را از یاد مبرید: اول اینکه؛ هرگز نمیتوانید متوقع قطع ارتباط همسرتان با والدینش باشید. دوم اینکه؛
از ماجراهای گذشتهی خود، آنچه را که ممکن است در آینده برای زندگی
مشترکتان مشکلساز شود، ناگفته نگذارید و متقابلا به نامزدتان نیز این را
یادآور شوید، اما در گذشتهی یکدیگر بیش از این جستوجو نکنید.خرج کردن؛ محور هفتم
از
نظر شما چه هزینههایی خرج لازم و چه هزینههایی خرج زائد هستند؟ ممکن است
کاری که شما به حساب صرفهجویی خود میگذارید، همسر آینده شما به پای
خساست شما بگذارد.
در
اطراف خود، چه کسی را ولخرج، چه کسی را خسیس و چه کسی را مدبر میدانید؟
نمونههایی از ولخرجی، خساست و تدبیر آنها را مثال بزنید. مثلا ممکن است
شما هدایا و کادوهای متقابل مناسبتی را باعث افزایش محبت بین اعضای خانواده
یا اقوام بدانید و ممکن است آن را نوعی ولخرجی و عرصهای برای بروز چشم و
همچشمیها تلقی کنید.
شاید
هم نفس عمل را ستایش کنید اما معتقد باشید که باید در هر مورد، فراخور حال
عمل کرد. یا ممکن است صرف ناهار و شام را در بیرون از منزل، یک تفریح خوب
یا یک ولخرجی بیمورد به حساب آورید. نظرتان در مورد خرج کردن برای
سرگرمیهایی مثل مسافرت، شهربازی، سینما، تآتر، گالریهای هنری و کنسرتهای
موسیقی یا میهمانی دادن چیست؟
آیا با خرید لباس و وسایل گران موافق هستید یا برایتان فرق ندارد ؟
معمولا خریدهایتان را کی انجام میدهید؟سالی یکبار یا فقط در صورت نیاز یا می خرید حتی اگر نیازی نباشد و خوشتان بیاید؟
درصورت کار کردن خانم حقوق او هم صرف خرج های خانه می شود یا اینکه حقوقش برای خودش است و شما همه مخارج و هزینه های او و خانه را خودتان می دهید؟
اگر خانم کار نکند، همسر، خانه داری را باارزش می داند؟
چگونه باید خرج کرد؟چه هزینه هایی در الویت است؟
آیا با نحوه خرج کردن هم موافقید؟با چه مواردی موافق و با چه مواردی مخالفید؟
هر دو چه مبلغی در بانک یا به صورت پس انداز دارید؟
اگر شغلتان آزاد است،چه مقدار را پس انداز و چه مقدار را خرج می کنید؟در این مورد باهم توافق نظر دارید؟
برای داشتن احساس امنیت داشتن چقدر پول کافی است؟
آیا نامزدتان با پس انداز در بانک موافق است؟
چه کسی مسولیت دخل و خرج را به عهده میگید؟چه کسی قبوض و... را می پردازد؟
آیا با بیمه اختیاری موافق هستید؟
آیا نامزدتان مباید خرج خانواده اش را بدهد؟در صورت مثبت بودن چقدر از درامدش؟
آیا او با خرید وسایل اضافه برای خانه یا کادو برای دوست موافق است؟
آیا می توانید حساب جداگانه ای برای هزینه منزل داشته باشید؟
اگر بعد از ازدواج با پول شما خانه و ماشین خریداری شود موافقید سندش به نام همسرتان بخورد؟
آیا موافقید مبلغی را برای اتفاقات غیرمنتظره مثل بیمارستان پس انداز کنید؟
پیشرفت مالی؛ محور هشتم
آیا
شما فکر میکنید که طی هر یک سال باید پیشرفتهای مهمی در زندگیتان محقق
شود یا در عرض کمتر از یک سال؟ آیا شما فقط خودتان را به عنوان مدیر
برنامههای کاری و مالی خود قبول دارید یا همسرتان را نیز به عنوان کسی که
از مسائل کاری و مالی شما خبر دارد، مشاور و حتی مدیر خوبی برای
برنامههایتان میدانید؟
به
عنوان مثال؛ آیا شما فکر میکنید فعلا بیش از این نمیتوان برای تغییر
شرایط مالی و ارتقای وضعیت شغلی کاری کرد یا معتقدید که دو فکر بهتر از یک
فکر جواب میدهد و همفکری با همسرتان در این مورد، میتواند منشاء تحول
باشد؟
آیا
شما معتقدید که زن نیز باید در این مسیر با شوهر خود همراه شود و بیرون از
خانه شغلی داشته باشد؟ نهایت پیشرفت برای شما چیست؟ تصاحب یک خانهی مناسب
و یک اتومبیل؟ تصاحب یک خانه مجلل در بالای شهر و یک اتومبیل مدلبالا و
یک ویلا در منطقهای خوش آب و هوا؟ یا...؟اوقات فراغت و امور منزل؛ محور نهم
به
نظر شما ایام تعطیل و اوقات فراغت برای چه کاری است؟ امور منزل و کارهای
عقبافتاده؟ استراحت؟ تفریح؟ مطالعه؟ اهمیت هرکدام از این موارد برای شما
چهقدر است؟ بیشتر اهل کدامیک از این کارها هستید؟
آیا حاضرید وقتی که نیاز به استراحت ندارید، بدون دلخوری از سر رفتن حوصلهتان، فرصت استراحت به همسرتان بدهید؟
به
نظر شما همکاری شوهر در انجام امور منزل ـ جمع و جور، جارو زدن و اتو کشیدن و شست
و شو، آشپزی، خرید مایحتاج روزانه، امور بچهها و... ـ تا چه اندازه
باید باشد؟ برای روشن شدن این میزان، درصد بگویید.
چه کارهایی برای اوقات فراغت روزانه و چه کارهایی برای ایام تعطیل مناسباند؟
تماشای فیلم را در منزل ترجیح میدهید یا سینما؟
مطالعه را مفید میدانید یا ضروری؟
چهقدر میهمانی رفتن یا میهمانی دادن را دوست دارید؟
دوست دارید چهمقدار از اوقات فراغت خود را دو نفری و چهمقدار از آن را در جمع دوستان و آشنایان بگذرانید؟
دوست دارید چقدر پدرو مادرها و خواهر و برادرها به منزل شما بیایند و شما به انجا بروید؟چندبار درهفته یا چندبار درماه؟
دوست دارید سالگرد و تولد و مسافرت ها را دو نفره بگذرانید یا همراه با دوستان یا خانواده؟
چهقدر اهل سفر هستید و چه گونه مسافرتی را دوست دارید؟
آیا سفر با هواپیما برایتان ارزش است؟آیا بودن در هتل حین سفر برایتان ارزش است یا به چادر زدن و بودن در مسافرخانه هم راضی هستید؟
اگر بعنوان یک زوج در سفر با دوستان یا اقوام باشید از اینکه جمع را به شام و ناهار مهمان کنید خوشحال می شوید و اینکار را دوست دارید؟یا اهل دنگ و دُنگ هستید؟
آیا به اصطلاح شخصیت دست به جیبی دارید و در جمع اولین نفر داوطلب می شوید یا شخص متعادلی هستید یا هر بهانه ای می آورید تا خرج گردن شمل نباشد؟
آیا قدم زدن در کوچهها و خیابانهای شهر را دوست دارید؟
آیا...؟صمیمیت و احترام؛ محور دهم
دایرهی
پرهیز از توهین و حفظ احترام طرفین در هنگام بروز اختلافات و مشاجرههای
لفظی را چهگونه ترسیم میکنید؟ آیا درصورت بروز مشاجره با یک شخص، معمولا
آن را محدود به موضوع مورد اختلافتان با او میکنید، یا کل شخصیت و کل
رابطهای را که با او دارید، زیر سوال میبرید؟
ابراز
علاقه، عشق و محبتِ همسرتان به شما باید چهگونه باشد؟ با حرفهای
محبتآمیز؟ با دادن هدیه؟ با کمک در انجام کارهای شخصی شما؟ با ناز و نوازش
و رفتارهای زناشویی؟
توقع دارید همسرتان هرکدام از این کارها را با چه فواصل زمانی و در چه اوقاتی برای شما انجام دهد؟
تا
چه اندازه آمادگی پیشقدم شدن برای انجام هرکدام از این کارها را دارید و
تا چه اندازه متوقع هستید همسرتان در این موارد پیشقدم شود؟
من توصیه میکنم هر موقع احساس کردید تصمیم به داشتن یه رابطه جدی و ازدواج دارید،بخاطر بیشتر شناختن هم و داشتن یه نظر واقع بینانه از هم هر دو، دختر و پسر یه ورق بردارید و جواب اینارو بنویسد و تو جلسه ای که هم رو می بینید بشینید و جدی درموردش باهم حرف بزنید تا حس واقع بینانه تری از هم داشته باشید.مطمئن باشید موفق تر خواهید بود...
خودِ من بارها شده کاری رو کردم یا فکری تو ذهنم بوده که یه لحظه تصور کردم اگر هی بود چیکار میکرد؟نظر هی چیه؟هی تو این قضیه چطوری برخورد میکنه؟و دلم خواسته خیلی بیشتر از هی بدونم و دونستن از هم مستلزم صحبت بی سانسور و جدی در این مورده همراه با هی!